هزینه های زندگی در استرالیا
بطور کلی هزینه زندگی در استرالیا در شهرهای مختلف متفاوت است. بعنوان مثال سیدنی دارای بالاترین هزینه های زندگی و آدلاید دارای کمترین می باشد. بطور کلی می توانیم هزینه های زندگی در استرالیا را بصورت زیر دسته بندی کنیم:
1- هزینه اجاره خانه اجاره خانه در استرالیا بصورت هفته ای پرداخت می شود. خانه ها در استرالیا شامل یونیت یا آپارتمان و ویلا / هاوس می باشد. اجاره خانه به عوامل مختلفی همچون موقعیت واحد در شهر٬ تعداد خواب و نوع واحد بستگی دارد. بطور کلی خانه ها یا بصورت استودیو (بدون اتاق خواب) هستند که اجاره پایین تری دارد و یا دارای یک یا بیشتر اتاق خواب می باشند. همچنین برخی از خانه های با تعداد اتاق خواب زیاد بصورت اشتراکی اجاره داده می شوند در اینصورت فرد می تواند از یک اتاق خواب به همراه بقیه امکانات آن خانه بصورت اشتراکی استفاده کند. این مدل اشتراکی بیشتر برای دانشجویان که نمی خواهند هزینه زیادی داشته باشند. بطور متوسط شما می توانید خانه مورد نظر خود را با 190 دلار تا 340 دلار در هفته اجاره نمایید. همانطور که گفته شد رقم اجاره بستگی به شرایط و موقعیت خانه دارد.
2- هزینه خوراک : بطور متوسط هزینه غذایی در یک هفته برای یک زوج بین 80 تا 120 دلار می باشد. در استرالیا فروشگاههای زنجیره ای بسیار است و شما می توانید از اجناس مورد نیاز خود را از آنجا تهیه کنید. برخی از این فروشگاههای عبارتست از Woolworth و Coles
در اینجا فهرستی از قیمتها به منظور آگاهی قرار داده ایم.
|
محصول |
قیمتAU$ |
محصول |
قیمتAU$ |
|
یك كیلو فیله ماهی |
12.00 |
یك كیلو برنج |
1.50 |
|
یك كیلو میگو |
28.00 |
یك كیلو لوبیا سبز |
4.90 |
|
گوشت همراه با دنبه |
12.00 |
یك كیلو لوبیا قهوه ای |
3.50 |
|
گوشت چرخ كرده |
7.50 |
یك كیلو هویج |
1.50 |
|
دو كیلو مرغ یخ زده |
7.50 |
یك كیلو پیاز |
1.50 |
|
یك كیلوسینه مرغ |
13.00 |
یك كیلو گوجه فرنگی |
3.00 |
|
12عدد تخم مرغ |
3.50 |
یك كیلو كاهو |
1.50 |
|
یك لیتر شیر |
1.40 |
یك كیلو پرتقال |
4.00 |
|
پنیر معروف |
7.00 |
یك كیلو موز |
8.00 |
|
كره 250 گرمی |
8.00 |
یك كیلو سیب |
2.50 |
|
یك كیلو ماست |
3.00 |
خمیر دندان |
3.50 |
|
یك بسته غلات |
6.00 |
آب معدنی |
3.00 |
3- هزینه وسیله نقلیه : در استرالیا وضعیت وسایل نقلیه عمومی خوب است و شما می توانید برای رفت و آمد از آن استفاده نمایید. وسایل نقلیه عمومی شامل اتوبوس ٬ قطار شهری و تاکسی می باشد. در صورتی که از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید بایستی بلیط تهیه کنید که اینکار توسط دستگاههای صدور بلیط در مکان ایستگاه های اتوبوس یا قطار انجام می شود. معمولا بلیط های صادر شده دارای مدت زمان اعتبار می باشد مثلا برای چند ساعت و شما می توانید در این بازه زمانی از همان بلیط استفاده نمایید. بطور متوسط هزینه بلیط اتوبوس و قطار شهری بین 1 دلار و بیست سنت تا 3 دلار متغیر است بسته به مسیری که می خواهید بروید. اما چنانچه می خواهید از ماشین شخصی خود استفاده نمایید بایستی توجه داشته باشید که مخارج ماشین شامل بنزین ٬ هزینه سرویس ماشین ٬ هزینه بیمه و هزینه رجیستر کردن می باشد که هر سال بایستی این هزینه را پرداخت نمایید. بطور متوسط یک ماشین برای شما بین 50 تا 80 دلار در هفته هزینه دارد.
4- هزینه آب / برق / گاز / تلفن: در استرالیا بایستی هزینه برق ٬ گاز و تلفن را پرداخت نمایید. البته هزینه آب بسیار پایین است. معمولا هزینه ها هر دو ماه یکبار بصورت قبض برای شما ارسال می گردد. برخی از خانه های دارای گاز نیستد و تمامی وسایل با برق کار می کند. بطور متوسط شما در ماه 60 تا 90 دلار هزینه برق دارید و به همین میزان نیز مصرف گاز. سیستم تلفن دارای هزینه اجاره ماهیانه 30 دلار است و علاوه بر آن شما بایستی برای هر اتصال تلفن مبلغ 20 سنت بپردازید.
البته اینها هزینه های کلی هستند و شما هزینه های دیگری مانند پوشاک ٬ بهداشت و درمان و تفریح و سرگرمی خواهید داشت.
لهجه استرالیایی
اما جای نگرانی نیست. با وجود نعمتی مثل اینترنت میتوان از آن سوی اقیانوس ها باخبر شد. رادیو ABC استرالیا با برنامه های متنوع با لهجه استرالیایی خیلی به من کمک کرد. در سایت این رادیو آخرین PodCast ها مربوط به برنامه های پخش شده گذاشته شده است که میتوان آنها را دانلود کرد. برای من که خیلی مفید بود. من که هیچی از لهجه استرالیایی نمیفهمیدم الان میتونم تا ۹۰ درصد حرفاشون رو متوجه بشم. خیلی خوبه اگه فایل ها رو دانلود کرده و همیشه گوش کنیم.
به آدرس http://www.abc.net.au/rn/podcast/default.htm برید و اونها رو بگیرید.
مشكلات مهاجرين در استراليا
مهاجرت ، قمار زندگي است و همچنان كه مي تواند باعث بروز تحولات بسيار مثبتي براي زندگي يك خانواده باشد ، مي تواند عامل ناكامي و از هم پاشيدگي اركان خانواده نيز قلمداد شود. عموماً ، سال اول زندگي مهاجرين شاهد بيشترين ناملايمات و تنش هاي زندگي است؛ كه در اين ميان ، بسياري از مهاجرين تاب تحمل مشكلات را ندارند و لذا زندگيشان دستخوش صدمات جبران ناپذيري مي شود.
متاسفانه هنوز آماري در خصوص درصد موفقيت مهاجرين نسل اول ايراني در استراليا منتشر نشده و همين موضوع زواياي زندگي و ميزان موفقيت ايرانيان در استراليا را مشخص نكرده است ؛ اما آنچه كه واضح است تمامي افراد جامعه ايراني از حداقل رفاه نسبي كه بر مبناي اصل عدالت اجتماعي در تمامي اركان جامعه استراليا وجود دارد برخوردارهستند. و بعضي از مهاجرين ايراني در ازاي اين برخورداري نسبي از رفاه مادي ، بهاي سنگيني را نيز پرداخته اند كه طلاق ، اعتياد و بيماريهاي روحي و رواني از آن جمله است.
سالهاي ابتدايي مهاجرت به استراليا ، سالهايي سخت، پرتنش و سرشار از تناقضات فرهنگي و اجتماعي براي مهاجرين ايراني است . بسياري از مهاجرين ، قبل از ورود به استراليا به سختي مي توانند متصور شوند كه مهاجرت چه كار سخت و طاقت فرسايي است و به اين سادگي نمي توان در موطن جديد ريشه دواند و به اصطلاح جا افتاد. لذا بعضي از مهاجرين دچار آسيب هاي روحي رواني مي گردند كه تا سالها با آن كلنجار مي روند.
مشكلات روحي – رواني مهاجرين
زندگي ايراني ، زندگي خانواده محور است كه هويت تمامي افراد بر مبناي نقش آنان در خانواده تعريف مي شود. در مدل زندگي ايراني، پدر بزرگ ، مادر بزرگ ، پدر ، مادر ، برادر و خواهر تنها به معناي نسبي كلمه در زندگي شخص نقش ندارند، بلكه كانون مهر وعاطفه ، نقطه اتكا و در بياني ديگر كليد حل مشكلات تك تك اعضاي خانواده به شمار مي آيند و اين دقيقاً عكس آن چيزي است كه در زندگي غربي وجود دارد . در زندگي غربي خانواده كاركردي فرد محور دارد و استقلال اعضاي خانواده از نكات بارز زندگي غربي است .
يكي از مشكلات مهاجرين ايراني در استراليا جدايي از نهاد خانواده مي باشد. بسياري از مهاجريني كه از ايران پا به استراليا مي گذارند بدليل جدايي از كانون گرم خانواده خود دچار مشكلات روحي و رواني مي شوند.و در اين زمينه ، وضع كساني كه بصورت پناهنده سياسي يا اجتماعي به استراليا آمده اند بدتر است چون بطور طبيعي آنان بازگشتي براي خود به ايران متصور نيستند و اين دوري، مشكلات روحي و رواني آنان را در دوچندان مي كند. از طرفي ، تحمل اين وضعيت براي نوجوانان و جوانان ايراني در مقايسه با بزرگترها سخت تر است.
مهدي كه بهمراه همسر و دو فرزندش مدت ده سال است به استراليا مهاجرت كرده خاطرات تلخي از دوران اوليه ورود به استراليا دارد. او مي گويد: " زندگي ايراني مجموعه اي از عاطفه است كه در استراليا همتايي براي آن نمي توان يافت . در استراليا فقط روابط اقتصادي بر زندگي افراد حاكم است و روابط عاطفي نقش كم رنگي دارد. زندگي ايراني، زندگي تنهايي نيست، زندگي سكوت نيست بلكه زندگي بمعناي حضور موثر در مشكلات خانوادگي است . در ايران خانواده ها غمخوار يكديگرند ،اما در اينجا خبري از اين حرفها نيست. "
اولين مشكلي كه مهدي در ماههاي اوليه زندگي خود با آن مواجه شد ، مشكل افسردگي فرزندش بود . مهدي مي گويد:" متاسفانه پسرم پس از حضور از استراليا از دوستان و همبازيهاي فامليش جدا شد و بدين سبب دچار افسردگي حاد شد . و اين مشكل سواي تمامي مشكلات زندگي در غربت ، غم عميقي بر روح و روان ما به جاي گذاشت و نمي دانستيم كه بايد چكار كنيم. خدا را شكر كه پس از ماهها و با مشورت پزشكان توانستيم مجدداً شادي را به زندگي پسرم باز گردانيم... سالهاي ابتدايي زندگي ما در استراليا را هيچگاه دوست ندارم كه بياد آورم."
مشكلات روحي و رواني كه زندگي در غربت بر تن و روان مهاجرين وارد مي سازد تنها شامل زندگي فرزندان نمي شود ، بلكه پدران و مادران نيز در معرض آسيب پذيري هستند . شايد كمتر كسي متوجه اين واقعيت باشد كه كساني كه سالهاي سال در ايران زندگي كرده اند ريشه در خاك داشته اند و جزيي از بدنه يك خانواده بزرك بوده اند و بمحض اينكه از بدنه خانواده خود بقصد مهاجرت جدا مي شوند ، همچون نهالي مي شوند كه در سرزمين جديد خود بايد مجدداً رشد كرده و لذا ممكن است با وزش هر بادي اين نهال تازه از بن كنده شود و به اين سو و آن سو برود.
زندگي ستاره و امين ، زوج جواني كه زندگي خود را در ايران آغاز كردند و پس از اخذ ويزاي دائم به استراليا مهاجرت كردند نيز دستخوش مشكلات روحي و رواني بسياري شد. ستاره فرزندي برخاسته از جامعه سنتي ايراني است كه در آن ديدار و درد ودل هفتگي با مادر جزء لاينفك زندگي است. ستاره پس از اقامت در استراليا طبعاً ديگر نتوانست به ديدن مادرش برود و حضور همسرش امين در كنار او نيز جاي مادرش را پر نمي كرد. بدين سبب ستاره دچار افسردگي شديد شد و غم غربت بر زندگي او سايه افكند. ستاره مي گويد: " ديگر هيچ چيزي در استراليا مرا خوشحال نمي كرد . اگرچه من در ايران با مادرم هميشه اختلاف عقيده داشتم و دائماً با هم دعوا ميكرديم ، ولي حضور در كنار مادر تنها آرزوي من در استراليا بود . از طرفي نه مي توانستم امين را با اين همه مشكلات مهاجرت تنها بگذارم به ايران بروم و نه ميشد مادرم را به دليل مشكلات مالي اينجا بياورم و به همين دليل دچار افسردگي حاد شدم."
امين نيز به تلخي از آن دوران ياد مي كند و مي گويد: " باورم نمي شد كه در ظرف مدت شش ماه 15 كيلو لاغر شوم. من كه آدمي سرزنده در ايران بودم ، وقتي كه به استراليا مهاجرت كردم خرواري از مشكلات و مصائب بر سرم ريخت. از يك طرف نتوانسته بودم كاري را در استراليا پيدا كنم و از طرفي ستاره دچار افسردگي شديد شده بود . بدبختي اين بود كه شرايط مالي بهيچ وجه اجازه نمي داد كه او را براي مدتي به ايران بفرستم و به همين خاطر درمانده شده بودم و تازه آنجا بود كه معناي حضور خانواده را فهميدم ."
خوشبختانه زندگي ستاره و امين به سرانجام خوبي رسيد و يك فرد نيكوكار ايراني وقتي كه از داستان زندگي آنان اطلاع يافت امين را به كاري گمارد و مخارج سفر ستاره را به ايران فراهم كرد.
شرايط محيطي و جغرافيايي
شايد كمتر كسي پيش از مهاجرت ، اهميتي براي نقش شرايط جغرافيايي و آب و هوا بر سرنوشت زندگي اش در استراليا قائل باشد ، اما بايد اذعان كرد كه كه در ماهها و حتي سالهاي اوليه، آب و هوا نقش بسيار عظيمي بر زندگي مهاجرين ايراني در استراليا دارد.
عمده مناطق ايران داراي آب و هواي گرم و خشك هستند و بدن ايرانيان ساليان سال خود را با چنين شرايط آب و هوايي تطبيق داده است . از طرفي ديگر باتوجه به اينكه عمده شهر هاي استراليا در حاشيه اقيانوس واقع شده و از رطوبت نسبتاً بالايي برخوردار است ، لذا تغييرات آب و هوايي تاثير عميقي بر ساز و كار و فعاليت اندامهاي مهاجرين بر جاي ميگذارد.
بسياري از خانواده هاي ايراني پس از ورود به استراليا و با توجه به اينكه بدن آنان در معرض ميكروب ها و ويروسهاي جديدي قرار ميگيرد كه نظير آن در ايران وجود نداشته ، به بيماري هاي مختلفي دچار مي شوند و زمان زيادي سپري مي شود تا بدن آنان خود را در مقابل ويروسهاي جديد مجهز نمايد.
متاسفانه آب و هواي استراليا به گونه اي است كه درصد ابتلاي كودكان به آسم بسيار زياد است و برخلاف ايران ابتلا به آسم در ميان كودكان و بزرگسالان امري عادي است ، اما براي يك خانواده ايراني كه به اميد پيشرفت و زندگي بهتر به استراليا مهاجرت كرده اند ، ابتلاي فرزندشان به آسم امري زجر آور و ناراحت كننده است.
ساناز دختر 4 ساله اي است كه در ايران متولد شد و پس از اينكه به همراه خانواده خود به استراليا مهاجرت كرد دچار آسم شد. سعيد پدر ساناز مي گويد: " تازه 2 ماه بود كه از ايران با مشكلات بسيار به سيدني آمديم و يك شب بهنگام خواب متوجه شدم كه ساناز نمي تواند بخوبي نفس بكشد.. مستاصل و درمانده شده بودم و نمي دانستم چكار كنم . نه آدرس بيمارستاني را مي دانستم و نه فاميلي در سيدني داشتم .. حتي نمي دانستم كه چطور مي توان تنفس مصنوعي داد ..ترس عجيبي بر وجودمان حاكم شده بود و به تنها ايراني كه در سيدني مي شناختم زنگ زدم و او در ظرف 10 دقيقه به منزلمان آمد و ساناز را به بيمارستان برديم . سپس او را فوراً به اورژانس بردند و زير ماسك اكسيژن قرار دادند. واقعاً لحظات تلخي بود و من دوست ندارم كه آنرا بياد آورم." پزشك متخصص تشخيص داد كه ساناز به بيماري آسم دچار شده است و بايد تحت نظر پزشك باشد .
عموماً بيشتر مهاجرين در ماههاي اوليه مهاجرت به بيماريهاي مختلف دچار مي شوند. سعيد مي گويد: " شايد در 6 ماه اوليه اقامتمان در استراليا بيش از 40 بار به پزشك و بيمارستان مراجعه كرديم . واقعاً شانس آورديم كه هزينه هاي دكتر و بيمارستان در استراليا مجاني است و مهاجرين هيچ بهايي بابت آن پرداخت نمي كنند.يادم مي آيد يكبار من و همسر و دخترم هر سه با هم در منزل مريض بوديم و هيچ كس هم نبود كه از ما مراقبت كند ... واقعاً شرايط جغرافيايي اثرات بسياري بر بدن انسان دارد و اين چيزي است كه بسياري از مهاجرين پس از حضور در يك كشور ديگر تازه به اهميت آن پي مي برند."
پيدا كردن كار، بزرگترين مشكل
سخني گزاف نيست اگر بگوييم كه يافتن شغل مناسب و درخور مهمترين مشكل ايرانيان در استراليا است و دانستن زبان انگليسي كليد بازگشايي اين قفل بسته. ما براي اين ممكلت ساخته نشده ايم ،عبارت مصطلحي هست كه زياد بر زبان ايرانيان جاري مي شود . اما در استراليا بايد در نهايت فرد خود را براي كار دلخواه و مورد پسندش بسازد زيرا راه ديگري وجود ندارد.
در استراليا عموماً دو نوع محيط كاري را براي ايرانيان مي توان متصور شد: اولي عبارت است از مشاغلي كه ايرانيان در آن نقش كار فرما دارند كه بخش بسيار كوچكي از فضاي كاري استراليا را شامل مي شود . اين مشاغل معمولاً نقاشي ساختمان ، كارهاي فيزيكي و ساختماني ، مكانيكي و در كل كارهاي خدماتي را شامل مي شود و محيط دوم مشاغلي است كه كارفرماياني غير ايراني بر آن احاطه دارند و بيشتر داشتن تجربيات كاري و تحصيلات مرتبط شرط حضور در آن است.
بطور معمول كارفرمايان ايراني بر روال همان روابطي كه در بازار كار ايران براي استخدام يك فرد حاكم جاري است در استراليا نيز عمل مي كنند. يعني بصرف آشنايي و ضمانت افراد و بدون در نظر گرفتن تجربيات كاري. بي انصافي است كه كارارزشمندي كه اين كارفرمايان در بدو ورود افراد به استراليا انجام مي دهند ناديده گرفته شود، اگرچه ايراداتي همچون ميزان كم دستمزد و يا دير كرد در پرداخت ها به آنان وارد است.
بزرگترين مشكلي كه براي مهاجرين وجود دارد ورود به بازار كار واقعي در استرالياست جايي كه افراد به ميزان تجربيات و تحصيلاتشان ارزشگذاري مي شوند نه به زور بازو. بايد اعتراف كرد كه حضور در جامعه كار استراليا فرآيندي بسيار طولاني و پيچيده دارد و بسيار طاقت فرساست. عموماً مهاجريني كه از ايران به استراليا مي آيند داراي سوابق درخشان كاري و چه بسا تجربه مديريت در سطوح بالا را با خود يدك مي كشند ، اما متاسفانه كارفرمايان استراليايي بيشتر به داشتن سابقه كار محلي علاقه نشان مي دهند نه آنچه كه فرد در كارنامه كاري خود در ايران بر جاي گذاشته.
علي كه سابقه 15 سال مديريت در سطوح بالاي سازمانهاي ايراني را دارد ، بهيچ وجه نتوانست كاري هم سطح و يا حتي كمتر از تجربياتش در استراليا بيابد . او مي گويد: " ساز وكار و روابط حاكم بر محيط هاي كاري در ايران بهيچ وجه قابل مقايسه با استراليا نيست . ايراني اقيانوسي است به عمق يك بند انگشت ولي در استراليا ترجيح مي دهند كه بركه اي آب را بيابند كه ده متر عمق داشته باشد. من در ابتدا وقتي براي مراكز مختلف درخواست كار مي فرستادم ، بدون استثناء درخواست هاي كارم رد مي شد و حتي به مرحله مصاحبه هم نمي رسيد. بعدها متوجه شدم كه ذكر سوابق مديريتي متعدد در كارنامه كاري ام خود عاملي بازدارنده است و به اصطلاح over-qualified هستم . بدين خاطر مجبور شدم كه دوره هاي كوتاه مدت را در مراكز آموزشي بگذرانم و سپس از كارهاي بسيار كوچك دفتري شروع كنم."
اما وضع كار براي تمامي مشاغل بدين گونه نيست . معمولاً فارغ التحصيلان رشته هاي مرتبط با فن آوري اطلاعات از وضع بهتري بر خوردار هستند و با توجه به بازار كار مناسب استراليا بسرعت جذب مشاغل مورد نظر خود مي شوند.
محسن كه مهندس كامپيوتر است مي گويد: " در زمينه فن آوري اطلاعات زمينه كار مناسبي وجود دارد و اكثر ايرانيان مشاغل درخور توجه دارند. شايد يكي از دلايل عمده آن كار با كامپيوتر بجاي سر وكله زدن با ارباب رجوع است. معمولاً كارفرما، فلان برنامه كامپيوتري را از شما مي خواهد و شما در مهلت مورد نظر كار را بايد تحويل دهيد. به همين سادگي"
يكي از راههايي كه بيشتر ايرانيان براي فرار از انجام كارهاي پيش پا افتاده و با هدف يافتن كار مناسب در استراليا انجام مي دهند ادامه تحصيل در دانشگاه است. حضور در دانشگاه ، فرصت هاي شغلي زيادي را نصيب ايرانيان مي كند و كمك مي كند تا ايراني جايگاه واقعي خود را در بازار كار استراليا بدست آورد. نويسنده: بابك عظيمي
مشكلات مهاجرين ايراني
نگاهی به مشکلات مهاجرین ایرانی در استرالیا
شايد براي بيشتر ايرانياني كه هنوز پا به دنياي غرب نگذاشته اند تصويري كه از زندگي مهاجرين ايراني در استراليا در ذهنشان نقش بسته معادل با تفريحات شبانه روزي ، حمام آفتاب در كنار دريا و آزاديهاي بي حد وحصر جنسي باشد. اما اين تصوير چقدر به واقعيت زندگي ايرانيان در استراليا نزديك است؟ آيا مهاجرين ايراني در استراليا دائماً در حال خوشگذراني هستند و تمامي اوقات خود را يا در لب ساحل بسر مي برند و يا با قايق هاي شخصي خود در دل اقيانوس به ماهيگيري مشغولند؟
زندگي در استراليا برخلاف ظاهر فريبنده اي كه ممكن است داشته باشد كار چندان ساده اي نيست و از بسياري جهات سخت تر از زندگي در ايران مي باشد . مهاجرين ايراني پس از ورود به استراليا با مشكلات عديده اي روبرو هستند كه عمده اين مشكلات بخاطر تفاوت هاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي عميقي است كه سبك زندگي در استراليا با نوع ايراني خود دارد. همچون ديگر كشورهاي غربي ، اساس و پايه زندگي در استراليا بر مبناي قانون است و بنظر مي رسد مهمترين عامل اصطكاك جامعه مهاجرين ايراني با زندگي در استراليا، از عدم شناخت كافي به قوانين حاكم در استراليا بعنوان سرلوحه تمام رفتارهاي اجتماعي و فردي تمامي آحاد جامعه نشآت مي گيرد.
روحيه قانون گريزي ايراني كه بدليل بافت فرهنگي و اجتماعي زندگي در ايران شكل گرفته و عكس العملي طبيعي در مقابل عدم پايبندي تمامي اركان جامعه به قوانين در ايران است، عملاً در زندگي غربي و بويژه در استراليا كاربردي نداشته و راه به جايي نمي برد. در استراليا همه در مقابل قانون يكسانند و مرتبه اجتماعي افراد و ميزان تمول آنان هيچ تاثيري در اجراي قانون ندارد. از اين رو، در مواجهه با تخلفات قانوني، تعابيري همچون من پسر آقاي فلاني ام و يا جون سركار بيخيال جريمه شو پول چاي ات رو من ميدم كمترين معنا را براي فرار از اجراي قانون در استراليا دارد.
هموطن ايراني كه سالهاي سال طعم لذت بخش و شيرين فرار از اجراي قانون را در ايران چشيده است، پس از ورود به استراليا، به يكباره خود را در قفسي گرفتار مي بيند كه ارزش افراد در برابر قانون فقط بر مبناي عملكرد آنان تعيين مي شود و نه بر اساس اصل و نسب ويا طبقه اجتماعي فرد. و در اين ميان، آگاهي نداشتن از قانون دليل موجهي براي قانون شكني و قانون گريزي تلقي نمي شود. لذا، اولين سدي كه در پيش روي مهاجر ايراني در استراليا وجود دارد آگاهي يافتن از كليه قوانيني است كه بايد در زندگي روزمره التزام و پايبندي خود را به آن نشان دهد، در غير اينصورت هرگز با ديگر اقشار جامعه همگون نخواهد شد. بهمين خاطر براي آگاهي يافتن از قوانين استراليا، دانستن زبان از واجبات است و كمك شاياني در ادغام فرد در جامعه جديد خود مي كند.
زبان انگليسي ، پاشنه آشيل ايراني
متاسفانه نظام آموزشي در ايران بگونه اي طراحي شده كه كمك چنداني به يادگيري زبان انگليسي به افراد نمي كند و بيشتر ديپلمه هاي ايراني و يا حتي فارغ التحصيلان دانشگاهي اگر بطور خصوصي به يادگيري زبان اهتمام نكرده باشند، قادر نيستند به مدت 5 دقيقه در مورد يك موضوع به انگليسي صحبت كنند و يا يك صفحه مطلب به انگليسي بنويسند. بدين خاطر، سخني گزاف نيست اگر بگوييم كه عدم تسلط كافي به زبان انگليسي عمده ترين مشكل ايرانيان در خارج از كشور و بويژه در استرالياست و درست همين نقطه ، پاشنه آشيل آسيب پذيري مهاجرين ايراني به شمار ميرود.
دانستن زبان انگليسي عملاً شاه كليد ورود به تمامي اركان جامعه در استرالياست و شايد كمتر ايراني مهاجري را ميتوان يافت كه بدون تسلط به زبان توانسته باشد مدارج ترقي را در استراليا طي نمايد. براي مهاجرين تازه وارد، دولت استراليا ليست كاملي از كارهايي كه بايد آنرا به انجام رسانند منتشر كرده ، اما در حقيقت بدليل اينكه انجام هر يك از اين كارها نياز به دانش زبان در آن حوزه خاص دارد انجام دادن اين ليست چالش هاي بسياري براي مهاجرين به همراه دارد. افتتاح حساب بانكي ، گرفتن شماره بيمه مالياتي، ثبت نام در طرح هاي درماني، اجاره مسكن و ... از جمله كارهايي است كه مهاجر بايد در بدو ورود خود اقدام نمايد. اما ، با توجه به اينكه انجام هريك از اين كارها اصطلاحات انگليسي خاص خود را دارد ، لذا، عمل كردن به آنان براي مهاجرين تازه وارد كاري طاقت فرسا و استرس آور است.
فريبرز كه مهندس راه و ساختمان است و 2 سال پيش به استراليا مهاجرت كرده در اين باره مي گويد:" من قبل از مهاجرت سالها زبان مي خواندم و حتي براحتي نمره 6 را در امتحان IELTS كه براي اخذ ويزاي دائم لازم است را بدست آوردم ،اما بمحض ورود به استراليا متوجه شدم كه دانش زبان من محدود به يكسري لغات و اصطلاحات تخصصي و ادبي انگليسي است كه در واقعيت زندگي روزمره ام كمترين كاربرد را دارد."
تسلط به زبان، نقش اساسي در يافتن كار براي مهاجرين دارد و اگر فرد عليرغم داشتن تحصيلات عاليه نتواند به انگليسي تكلم كند بايد يا به مشاغل خدماتي همچون ظرفشويي، كارواش ، نقاشي ساختمان ، موزائيك كاري و ... كه ندانستن زبان نقش چنداني در انجام كار ندارد تن در دهد و يا در محيط هايي كار كند كه تماماً افراد به زبان فارسي صحبت مي كنند.
فريبرز ادامه مي دهد: " با توجه به اينكه مهندسين راه و ساختمان بازار كار خوبي در استراليا دارند و من نيز حدود 5 سال تجربه اينكار را در ايران داشتم اما هر بار كه براي شغلي اقدام ميكردم و در مصاحبه ها حاضر ميشدم بدليل عدم تسلط به زبان قادر به گرفتن شغل نمي شدم و اين موضوع بيش از 50 بار براي من اتفاق افتاد. در استراليا بازار كار بسيار رقابتي است و زبان انگليسي مهمترين نقش را دارد. و من به اين نتيجه رسيدم كه بايد براي يادگيري زبان انگليسي كاربردي وقت بگذارم"
نكته ديگر در خصوص زبان، تفاوت در لهجه انگليسي استراليايي است. چه بسا بسيار كساني هستند كه به زبان انگليسي تسلط كامل دارند ،اما پس از مهاجرت ، به دليل لهجه متفاوت استرالياييها تا مدت هاي مديدي دچار برداشت هاي اشتباه در محيط هاي كاري و يا ادارات ميشوند. بدين خاطر ، چه خواسته و چه ناخواسته زماني زيادي طول مي كشد كه مهاجر ايراني بتواند با محيط خود تعامل مثبت داشته باشد.
رانندگي در استراليا
قوانين راهنمايي و رانندگي در استراليا تفاوت هاي بسياري با ايران دارند و همين تفاوت ها باعث بروز سردرگمي هاي زيادي براي مهاجرين ايراني مي شوند. جدول بندي و خط كشي خيابانها، علائم راهنمايي و رانندگي و بويژه قرارداشتن فرمان در سمت راست ماشين از بارزترين تفاوت هايي است كه مي توان نام برد. و از اين رو تطبيق با شرايط جديد رانندگي ممكن است براي بسياري از ايرانيان ماهها و شايد سالها به طول انجامد.
گرفتن گواهينامه رانندگي در استراليا كار ساده اي نيست و با توجه به اينكه داشتن گواهينامه يكي از مدارك معتبر براي شناسايي فرد و همچنين رتق و فتق امور اداري است ، در نتيجه بايد براي گرفتن آن هر چه زودتر اقدام كرد. عموماً ايرانياني كه پا به استراليا ميگذارند از قبل داراي گواهينامه ايراني هستند و خوشبختانه دولت استراليا شرايط نسبتاً منصفانه اي را براي تبديل گواهينامه آنان به گواهينامه استراليايي فراهم كرده است، اما بهرجهت داوطلب بايد بتواند از سد امتحان آيين نامه و آزمون شهر برآيد تا بتواند گواهينامه كامل خود را دريافت كند .
محمد كه تا بحال دو بار در امتحان آيين نامه و چهار بار در آزمون شهر رد شده است، همچنان تلاش مي كند تا گواهينامه استراليايي خود را دريافت كند. او مي گويد: " واقعاً گرفتن گواهينامه در استراليا كار حضرت فيل است! من هر بار به دلايل مختلف در آزمون شهر رد شدم . در استراليا با جون من بيخيال گفتن به كسي گواهينامه نمي دهند. يك بار در آزمون شهر ، بدليل اينكه فقط 3 كيلومتر بيشتر از سرعت مجاز رانندگي كردم رد شدم و عجز و التماسهايم هم هيچ ثمري نداشت ."
در استراليا همانقدر كه گرفتن گواهينامه كار سختي است از دست دادن آن كار ساده اي است. برخلاف ايران كه بهنگام تخلف ، فقط جريمه رانندگي مجازات فرد متخلف است ، در استراليا سيستم امتياز بندي علاوه بر جرائم نقدي حاكم است . هر راننده حق دارد در طي 3 سال تا 12 امتياز عدم شايستگي در پرونده خود داشته باشد و چنانچه اين حد نصاب را از دست بدهد گواهينامه رانندگي از وي سلب خواهد شد.
اسفنديار كه در آستانه از دست دادن گواهينامه خود است تجربيات خوشايندي از رانندگي در استراليا ندارد. او يك بار بدليل فقط به خاطر 15 كيلومتر سرعت غير مجاز داشت مجبور شد 231 دلار جريمه بپردازد و 6 امتياز عدم شايستگي را نيز در كارنامه اش ثبت شود. اسفنديار نمي دانست كه اگر بهنگام تعطيلات كسي مرتكب تخلف شود امتياز عدم شايستگي دو برابر محاسبه ميشود . تخلف ديگر اسفنديار عدم توجه به خط كشي عابر پياده بود كه پليس او را 308 دلار جريمه كرد. اسفنديار مي گويد: " اصلاٌ باور نكردم كه به اين راحتي در آستانه از دست دادن گواهينامه خود باشم و مجبور به پرداخت 539 دلار بخاطر دو تخلف كه در ايران ساده انگاشته مي شود باشم. بد شانسي من اين بود كه هر دو تخلف من بهنگام تعطيلات بود و امتياز هاي عدم شايستگي من دو برابر محاسبه شد. در حال حاضر فقط دو امتياز اضافي به من داده اند و چنانچه آنرا از دست بدهم گواهينامه ام را از دست خواهم داد. "
ثبت جرائم رانندگي در پرونده افراد مشكلات ديگري نيز بهمراه دارد كه مهمترين آن پرداخت بيشتر پول بهنگام بيمه كردن ماشين است. برخلاف ايران ، كه ارتكاب يك تخلف رانندگي كاري عادي قلمداد مي شود در استراليا فرد متخلف به نوعي به ديده مجرم بالقوه ديده مي شود، بدين سبب شركت هاي بيمه مبلغ بيشتري از فرد دريافت مي كنند چون مي دانند كه زمينه ارتكاب تخلف در فرد قانون شكن بيشتر از ديگران است و ممكن است شركت بيمه را در آينده مجبور به پرداخت خسارت نمايد.
يكي از علائم راهنمايي و رانندگي جالبي كه در بسياري از بزرگراهها وجود دارد ، تابلوي " مسير اشتباه است ، دنده عقب برويد . "است. شايد كمتر ايراني وجود داشته باشد كه حتي براي ثانيه اي هم كه شده در جهت عكس خيابان در استراليا رانندگي نكرده باشد. سعيد كه ده سال است در استراليا زندگي مي كند از تجربيات خود مي گويد: " من در ايران 15 سال رانندگي كردم ولي پس از ورود به استراليا احساس مي كردم كه اصلاً رانندگي بلد نيستم ! اينجا رفت و آمد ماشين ها در خيابان دقيقاً برعكس ايران است و گاه اتفاق افتاد كه من در جهت عكس خيابان براي دقايقي رانندگي كردم ."
سعيد خاطره اي جالب از رانندگي در جهت عكس خيابان دارد كه آنرا با هيجان و ترس بازگو مي كند: " يك شب بهمراه دوستم در منطقه اي رانندگي ميكردم كه با آن آشنا نبودم و سپس به يك خيابان عريض پيچيدم . راديو ماشين روشن بود و ما در حال گوش كردن به موسيقي بوديم. پس از اينكه حدود چند صد متر در خيابان رانندگي كردم ناگهان متوجه شدم در جهت عكس خيابان رانندگي مي كنم و بسرعت ترمز كردم و با دنده عقب سعي كردم كه از بزرگراه خارج شوم . در همين حين ، راديو ناگهان گزارشي مستقيم از هليكوپتري را پخش كرد كه وضعيت كنترل ترافيك سيدني را بر عهده داشت و در آن ، گزارشگر هليكوپتر با هيجان از تلاش ماشيني گزارش ميداد كه سعي دارد با دنده عقب از بزرگراه خارج شود !".
سعيد ادامه مي دهد : "ما واقعاً خوش شانس بوديم كه با آن وضع توانستيم از بزرگراه خارج شويم و به گزارشگر نيز فرصت داديم تا نفس راحتي بكشد !"
اقتصاد
هزینه اجاره خانه:
هزینه خوراک:
هزینه وسیله نقلیه :
هزینه آب / برق / گاز / تلفن :
کار
جمعيت
جمعیت کلی استرالیا حدود 22 میلیون نفر می باشد و مساحت کلی آن حدود 7.7 میلیون کیلومتر مربع است. طبق آمار سال2002 استرالیا از نظر:
جمعیت، چهل و ششمین كشور جهان می باشد
تراكم جمعیت 9/1نفر دركیلومتر مربع می باشد و 86%مردم كشور ساكن شهرها می باشند
پرجمعیت ترین شهراسترالیا ،سیدنی با327,000 هزار نفر جمعیت حدود 21% جمعیت کل كشور را تشكیل می دهد، از جمله دیگرشهرهای پرجمعیت استرالیا میتوان از ملبورن ،بریزبین(بریسبان)، آدلاید، پرت و هوبارت نام برد.
به لحاظ توزیع سنی، 4/28 جمعیت را افراد كمتر از رده سنی 14سال، 2/59% را افراد 15 تا 59 سال و 4/12% جمعیت را افراد بالاتر از60 سال تشكیل داده و متوسط عمر مردان 63/67سال و زنان 15/74 سال است.
نرخ تولد1/16در هزار و میزان مرگ و میر7/7درهزار و رشد جمعیت 84%است.
میزان مرگ و میر كودكان نیز 14نفر درهرهزار نوزاد می باشد.
7% جمعیت کشور را انگلیسی ها و 5/1% را بومیان تشکیل می دهند.
اكثریت شهروندان استرالیایی مسیحی (36%انگلیكان،31%كاتولیك، 25% پروتستان و ارتدكس و غیره) می باشند .
علت اصلی مهاجرت, آب و هوای مناسب استرالیا است؛ با این همه، علاوه بر اروپاییها درصد بالایی ازجمعیت كشور را ملیت های دیگرتشكیل می دهند (حضورملیتهای مختلف باعث ایجاد نژادهای زنده, شاداب و آمیختگی فرهنگی شده است.
اشكال یا مزیت استرالیا این است كه كشورجدیدی است واروپایی ها در200 سال اخیر در این كشورسكنی گزیده اند.
درحال حاضر استرالیا كشوری مطلوب جهت زندگی است و بنابراین دولت احساس می كند كه می تواند تعداد بیشتری مهاجر انتخاب كند. به عنوان پی آمد سیاست های فشرده مهاجرت, روش های مهاجرت استرالیا نسبتا پیچیده است و مهاجرت به استرالیا وقت گیرتر و گران تر از مهاجرت به اروپا است (روشهای مهاجرت به استرالیا خیلی شبیه روش های مهاجرت به آمریكای شمالی است). تعداد عظیمی از شهروندان انگلیسی هر ساله به خاطر آب و هوا, چشم اندازهای شغلی و مسكن ارزان تر, به استرالیا مهاجرت می كنند. جمعیت نسبتا كم استرالیا و منابع عظیم طبیعی درگذشته، به این معنی بوده است كه استرالیایی ها ازدستمزدهای بهتر, هزینه زندگی پایین تر و روش زندگی بالاتری نسبت به همنوعان خود دركشورهای توسعه یافته دیگر برخوردارند
جغرافيا
استرالیا 50 درصد بزرگتر از اروپاست، اما تراکم جمعیتش کمترین درصد جهان را دارد. از لحاظ متنوع بودن آب و هوا، وجود حیوانات دیدنی، گونه های مختلف و محیط زیست مقام چهاردهم را در کشورهای مختلف داراست. مرکز این سرزمین پست و اطراف آن مرتفع است، در قسمت پست مرکزی دریاچه ای به نام دریاچه تورنس قرار دارد و در ساحل شرقی آن سلسله جبالی قرار دارد که ان را سلسله جبال آلپ می نامند. گفتنی است بلندترین قله آن 3241 متر ارتفاع دارد. آب و هوای استرالیا نواحی بسیار حاصلخیزی دارد که نقش موثری در تغذیه دنیا را داراست. قسمت مرکزی آن خشک و سوزان و قسمت شرق و جنوب شرقی مرطوب و معتدل است. استرالیایی ها بیش از 3000 ساعت در سال آفتاب می بینند. محصول استرالیا نیشکر٬ پنبه ٬ غلات ٬ گوشت گاو ٬ پشم گوسفند و گوشت شتر مرغ است. رودخانه های مهم آن، دارلینگ و مورای است که به یکدیگر متصل شده اند. می توان شهرهای بزرگ آن را ملبورن، سیدنی ٬ آدلاید، پرت ٬ بندرداروین و بریسبین نام برد. یولورو یک تخته سنگی به بلندی 3/6 و به عرض 2 و به قطر 9/4 کیلومتر می باشد که یکی از زیباترین و منحصربه فردترین سنگ های استرالیا و جهان است. این سنگ بر اثر تابش خورشید تغییر رنگ می دهد، یعنی رنگ آن در سحرگاه با هنگام ظهر متفاوت است. استرالیا سواحل بسیاری دارد و در سواحل آن سنگ های تزیینی بسیار زیبایی یافت می شود که بسیار ارزشمندهستند. برای مثال در استرالیای جنوبی، در کوبرپدی سنگ های تزیینی به وفور یافت می شود، علاوه بر سنگ های تزیینی با ارزش ٬ در استرالیا طلا نیز یافت می شود . کلگری در استرالیای غربی، معدنی از طلاست. در واقع استرالیا بزرگترین تولید کننده طلا در جهان می باشد. در ضمن بلند ترین راه آهن جهان واقع در تقاطع نالاربورپلین است که از نارینا در استرالیای غربی تا نزدیک واتسون دراسترالیای جنوبی کشیده شده است. در استرالیا جاده ها وبزرگراه های طویلی نیز وجود دارد. کیفیت زندگی ساکنین استرالیا بعنوان بهترین در دنیا است. فصلهای استرالیا بر خلاف فصول نیمكره شمالی است. در ماه ژوئیه كه از ماههای زمستانی آن (ماه می تا اكتبر) میباشد سرتاسر كشور از پایین ترین دما برخوردار است. مناطق كوهستانی با متوسطِ دمای (5+ تا 5-) درجه سانتیگراد سردترین نقاط استرالیا هستند در حالی كه مناطق گرمسیری آن متوسطِ دمایی بین (5 تا 30) درجه سانتیگراد را نشان میدهند. در نیمی از سال (نوامبر تا آوریل) مناطق جنوبی استرالیا بالاترین متوسط دما را در ژانویه و فوریه دارند در صورتی كه دسامبر گرمترین ماه تابستانی در شمال استرالیاست.
شاید كمتر كسی پیش از مهاجرت، اهمیتی برای نقش شرایط جغرافیایی و آب و هوا بر سرنوشت زندگی اش در استرالیا قائل باشد، اما آنطور كه برخی از مهاجران می گویند در ماهها و حتی سالهای اولیه، آب و هوا نقش بسیار مهمی بر زندگی آنها داشته است.
توضيحات كلي
"صبر ، صبر و صبر ." اگر واقعاً قصد مهاجرت به استرالیا را دارید باید صبر داشته باشد. مهاجرت به استرالیا کار یک شبه نیست، کار یک ماهه هم نیست . کار یک ساله هم نیست. معمولاً از زمان شروع فرآیند مهاجرت تا زمان دریافت ویزا ممکن است تا حدود دو سال طول بکشد.
نکته قابل تامل این است که فرآیند مهاجرت برای همه یکسان است ، ربطی به ملیت ایرانی یا اروپایی فرد ندارد. اگرچه اداره مهاجرت استرالیا ممکن است بدلیل اینکه نام ایران درفهرست کشورهای پرخطر وجود دارد، زمان بیشتری را صرف بررسی سوابق متقاضیان ایرانی مهاجرت به استرالیا نماید، اما در نتیجه عمل هیچ تمایز و تفاوتی بین ایرانی ، آمریکایی ، اروپایی و افغانی برای مهاجرت وجود ندارد.
زندگی در استرالیا
بسیاری از هموطنان ایرانی ممکن است این سئوال را در ذهن داشته باشند که استرالیا چگونه کشوری است ؟ آیا در مقایسه با ایران زندگی بهتری خواهند داشت ؟ آیا درآمد بیشتری کسب می کنند ؟ آیا در استرالیا در رفاه بیشتر هستند ؟
در پاسخ به این سئوالات باید اذعان داشت که استرالیا کشور خوبی است و به معنای حقیقی کشوری چند فرهنگی است. از برخی جهات در مقایسه با ایران مردم از رفاه بیشتری برخوردار هستند. مردم آزادند آنگونه که دوست دارند زندگی کنند و بر اساس اعتقاد مذهبی یا غیر مذهبی اشان در چارچوب قانون رفتار کنند.
زندگی در استرالیا مزایای بی شماری دارد. استرالیا بهشت بچه هاست و واقعاً برای کودکان احترام زیادی قائل است و دولت استرالیا سرمایه گذاری زیادی برای پرورش کودکان کرده است. دولت استرالیا مبلغ 5000 دلار بابت تولد هر کودک پرداخت می کند و سپس بخش قابل توجه ای از هزینه های مهد کودک بچه را متقبل می شود. والدین تا سن شش سالگی هر دو هفته یک بار کمک هزینه پرورش کودک دریافت می دارند و پس از اینکه سن کودک به شش سالگی رسید، اگرچه کمک هزینه همچنان ادامه دارد، اما تعهداتی بر گردن والدین گذاشته می شود.
تحصیل در استرالیا رایگان است و چنانچه فردی بخواهد در دانشگاه تحصیل نماید دولت حداقل هزینه های زندگی او را پرداخت می نماید وهمچنین چنانچه فرد شهروند استرالیا باشد هزینه های دانشگاه را نیز متقبل می شود. اما اخیراً مدت زمان اخذ شهروندی استرالیا از دو سال به سه سال تغییر یافته است، در نتیجه افرادی که اقامت دائم در استرالیا دارند باید هزینه های مربوطه را پرداخت نمایند.
از لحاظ بهداشتی و پزشکی، درمان در استرالیا رایگان است و بیمارستان های دولتی هزینه ای بابت خدمات خود دریافت نمی کنند. اما دولت هزینه های دندانپزشکی را متقبل نمی شود و بدین جهت دندانپزشکان از کسب و کار خوبی برخوردار هستند.
پس از دو سال اقامت دائم در استرالیا، چنانچه کسی نتواند کار پیدا کند ، می تواند از دولت حق بیکاری دریافت کند. این حق بیکاری دائمی نیست، پولی " بخور و نمیر" است . اما برای دریافت این پول بخور و نمیر هم باید به سازمان " سنترلینک" هر دو هفته یک بار گزارش داد که بطور فعال در جستجوی کار هستید.
واقع بین باشید
آیا حالا دوست دارید که به استرالیا مهاجرت کنید؟ اگر پاسخ به این سئوال شما مثبت است باید بدانید که در دو سال ابتدایی مهاجرت خود در استرالیا سختی زیادی خواهید کشید و باید از الان خود را آماده نمایید و هر چقدر که می توانید در خصوص استرالیا مطالعه کنید. مهاجرت به استرالیا مانند " بزن بریم شمال" در یک شب نمی تواند اتفاق بیفتد و فکر نکنید که "پایتان را اینجا گذاشتید ، همه چیز حل است."
در خصوص مهاجرت به استرالیا واقع بین باشید نه خیال پرداز. فکر کنید که چرا می خواهید به استرالیا مهاجرت کنید و چه کاری را اینجا می خواهید انجام دهید. فکر نکنید چون مهندس هستید یا دکتر می توانید به سرعت جایگاهی را که در ایران داشته اید در اینجا پیدا کنید. واقعیت زندگی در اینجا با تصوراتتان یکسان نیست و مشکلات زیادی گریبانگیر مهاجرین تازه وارد است.
فقط ماهها طول می کشد تا به اینکه رانندگی در استرالیا بر عکس ایران است عادت کنید. ماهها طول می کشد تا از بیماری های متفاوتی که بدنتان تاکنون در ایران آنها را تجربه نکرده خلاص شوید. ماهها طول می کشد تا بدانید چگونه چک بانکی بکشید، چگونه خانه اجاره کنید، چگونه با اینترنت برای نقل و انتقال پول استفاده کنید، از کجا ارزانتر خرید کنید، چه شغلی را انتخاب کنید، از کجا " گشنیز و شنبلیله " بخرید، ماشین چگونه بخرید، چطور آن را بیمه کنید و اگر پلاک ماشینتان را دزد برد چه بکنید و .....
بالاخره مهاجرت کنیم یا نه ؟
پاسخ ما به این سئوال مثبت است. مهاجرت کنید تا خود را بیشتر بشناسید، اما مواظب لغزش های احتمالی باشید. مهاجرت کنید تا مزایای بی شمار و سختی های آن را دریابید و توانایی هایی را که سالها ممکن بود آن را استفاده نکرده باشید را در خلال زندگی جدید خود به کاربندید.
به استرالیا مهاجرت کنید تا در زمانی که از همه چیز و همه کس قطع امید کرده اید، ناگهان روزنه امید را در زندگی خود ببیند و "معجزه" را در زندگی به چشم ببینید.
به استرالیا مهاجرت کنید تا قدر بودن پدر، مادر، خواهر و برادر را بدانید و زجر نبودن آنان را در غربت حس کنید.
به استرالیا مهاجرت کنید تا معنای واقعی دوست و انسان را در زندگی درک کنید.
به استرالیا مهاجرت کنید تا بفهمید هیچ کجا وطن انسان نمی شود.
به استرالیا مهاجرت کنید تا حسرت خوردن یک لقمه نان سنگگ، بربری، لواش و تافتون داشته باشید.
به استرالیا مهاجرت کنید تا دلتان برای توچال و دربند تنگ شود و آرزوی چشیدن مزه تمشک و توت سیاه بر دلتان بماند.
به استرالیا مهاجرت کنید تا زمانی برسد که دلتان برای شنیدن اذان از گلدسته یک مسجد لک بزند.
و ختم کلام آنکه حتماً به استرالیا مهاجرت کنید تا شب هایی را تجربه کنید که اشک هایتان را بدون آنکه بخواهید و علت آن را بدانید بر دیدگانتان جاری شود.
فقط یادتان باشد اگر شما نیز روزی به استرالیا مهاجرت کردید کمک به هموطنان خود را فراموش نکنید و "خرتان را از پل رد شده تلقی نکنید."
دنیای مهاجرین دنیای کوچکی است و در مهاجرت در خواهید یافت که جهان خیلی خیلی خیلی کوچک است و ای کاش همه ما به جای اینکه خوشبختی را در بیرون جستجو می کردیم در درون خود آن را می کاویدیم.
توضيحات كلي
"صبر ، صبر و صبر ." اگر واقعاً قصد مهاجرت به استرالیا را دارید باید صبر داشته باشد. مهاجرت به استرالیا کار یک شبه نیست، کار یک ماهه هم نیست . کار یک ساله هم نیست. معمولاً از زمان شروع فرآیند مهاجرت تا زمان دریافت ویزا ممکن است تا حدود دو سال طول بکشد.
نکته قابل تامل این است که فرآیند مهاجرت برای همه یکسان است ، ربطی به ملیت ایرانی یا اروپایی فرد ندارد. اگرچه اداره مهاجرت استرالیا ممکن است بدلیل اینکه نام ایران درفهرست کشورهای پرخطر وجود دارد، زمان بیشتری را صرف بررسی سوابق متقاضیان ایرانی مهاجرت به استرالیا نماید، اما در نتیجه عمل هیچ تمایز و تفاوتی بین ایرانی ، آمریکایی ، اروپایی و افغانی برای مهاجرت وجود ندارد.
زندگی در استرالیا
بسیاری از هموطنان ایرانی ممکن است این سئوال را در ذهن داشته باشند که استرالیا چگونه کشوری است ؟ آیا در مقایسه با ایران زندگی بهتری خواهند داشت ؟ آیا درآمد بیشتری کسب می کنند ؟ آیا در استرالیا در رفاه بیشتر هستند ؟
در پاسخ به این سئوالات باید اذعان داشت که استرالیا کشور خوبی است و به معنای حقیقی کشوری چند فرهنگی است. از برخی جهات در مقایسه با ایران مردم از رفاه بیشتری برخوردار هستند. مردم آزادند آنگونه که دوست دارند زندگی کنند و بر اساس اعتقاد مذهبی یا غیر مذهبی اشان در چارچوب قانون رفتار کنند.
زندگی در استرالیا مزایای بی شماری دارد. استرالیا بهشت بچه هاست و واقعاً برای کودکان احترام زیادی قائل است و دولت استرالیا سرمایه گذاری زیادی برای پرورش کودکان کرده است. دولت استرالیا مبلغ 5000 دلار بابت تولد هر کودک پرداخت می کند و سپس بخش قابل توجه ای از هزینه های مهد کودک بچه را متقبل می شود. والدین تا سن شش سالگی هر دو هفته یک بار کمک هزینه پرورش کودک دریافت می دارند و پس از اینکه سن کودک به شش سالگی رسید، اگرچه کمک هزینه همچنان ادامه دارد، اما تعهداتی بر گردن والدین گذاشته می شود.
تحصیل در استرالیا رایگان است و چنانچه فردی بخواهد در دانشگاه تحصیل نماید دولت حداقل هزینه های زندگی او را پرداخت می نماید وهمچنین چنانچه فرد شهروند استرالیا باشد هزینه های دانشگاه را نیز متقبل می شود. اما اخیراً مدت زمان اخذ شهروندی استرالیا از دو سال به سه سال تغییر یافته است، در نتیجه افرادی که اقامت دائم در استرالیا دارند باید هزینه های مربوطه را پرداخت نمایند.
از لحاظ بهداشتی و پزشکی، درمان در استرالیا رایگان است و بیمارستان های دولتی هزینه ای بابت خدمات خود دریافت نمی کنند. اما دولت هزینه های دندانپزشکی را متقبل نمی شود و بدین جهت دندانپزشکان از کسب و کار خوبی برخوردار هستند.
پس از دو سال اقامت دائم در استرالیا، چنانچه کسی نتواند کار پیدا کند ، می تواند از دولت حق بیکاری دریافت کند. این حق بیکاری دائمی نیست، پولی " بخور و نمیر" است . اما برای دریافت این پول بخور و نمیر هم باید به سازمان " سنترلینک" هر دو هفته یک بار گزارش داد که بطور فعال در جستجوی کار هستید.
واقع بین باشید
آیا حالا دوست دارید که به استرالیا مهاجرت کنید؟ اگر پاسخ به این سئوال شما مثبت است باید بدانید که در دو سال ابتدایی مهاجرت خود در استرالیا سختی زیادی خواهید کشید و باید از الان خود را آماده نمایید و هر چقدر که می توانید در خصوص استرالیا مطالعه کنید. مهاجرت به استرالیا مانند " بزن بریم شمال" در یک شب نمی تواند اتفاق بیفتد و فکر نکنید که "پایتان را اینجا گذاشتید ، همه چیز حل است."
در خصوص مهاجرت به استرالیا واقع بین باشید نه خیال پرداز. فکر کنید که چرا می خواهید به استرالیا مهاجرت کنید و چه کاری را اینجا می خواهید انجام دهید. فکر نکنید چون مهندس هستید یا دکتر می توانید به سرعت جایگاهی را که در ایران داشته اید در اینجا پیدا کنید. واقعیت زندگی در اینجا با تصوراتتان یکسان نیست و مشکلات زیادی گریبانگیر مهاجرین تازه وارد است.
فقط ماهها طول می کشد تا به اینکه رانندگی در استرالیا بر عکس ایران است عادت کنید. ماهها طول می کشد تا از بیماری های متفاوتی که بدنتان تاکنون در ایران آنها را تجربه نکرده خلاص شوید. ماهها طول می کشد تا بدانید چگونه چک بانکی بکشید، چگونه خانه اجاره کنید، چگونه با اینترنت برای نقل و انتقال پول استفاده کنید، از کجا ارزانتر خرید کنید، چه شغلی را انتخاب کنید، از کجا " گشنیز و شنبلیله " بخرید، ماشین چگونه بخرید، چطور آن را بیمه کنید و اگر پلاک ماشینتان را دزد برد چه بکنید و .....
بالاخره مهاجرت کنیم یا نه ؟
پاسخ ما به این سئوال مثبت است. مهاجرت کنید تا خود را بیشتر بشناسید، اما مواظب لغزش های احتمالی باشید. مهاجرت کنید تا مزایای بی شمار و سختی های آن را دریابید و توانایی هایی را که سالها ممکن بود آن را استفاده نکرده باشید را در خلال زندگی جدید خود به کاربندید.
به استرالیا مهاجرت کنید تا در زمانی که از همه چیز و همه کس قطع امید کرده اید، ناگهان روزنه امید را در زندگی خود ببیند و "معجزه" را در زندگی به چشم ببینید.
به استرالیا مهاجرت کنید تا قدر بودن پدر، مادر، خواهر و برادر را بدانید و زجر نبودن آنان را در غربت حس کنید.
به استرالیا مهاجرت کنید تا معنای واقعی دوست و انسان را در زندگی درک کنید.
به استرالیا مهاجرت کنید تا بفهمید هیچ کجا وطن انسان نمی شود.
به استرالیا مهاجرت کنید تا حسرت خوردن یک لقمه نان سنگگ، بربری، لواش و تافتون داشته باشید.
به استرالیا مهاجرت کنید تا دلتان برای توچال و دربند تنگ شود و آرزوی چشیدن مزه تمشک و توت سیاه بر دلتان بماند.
به استرالیا مهاجرت کنید تا زمانی برسد که دلتان برای شنیدن اذان از گلدسته یک مسجد لک بزند.
و ختم کلام آنکه حتماً به استرالیا مهاجرت کنید تا شب هایی را تجربه کنید که اشک هایتان را بدون آنکه بخواهید و علت آن را بدانید بر دیدگانتان جاری شود.
فقط یادتان باشد اگر شما نیز روزی به استرالیا مهاجرت کردید کمک به هموطنان خود را فراموش نکنید و "خرتان را از پل رد شده تلقی نکنید."
دنیای مهاجرین دنیای کوچکی است و در مهاجرت در خواهید یافت که جهان خیلی خیلی خیلی کوچک است و ای کاش همه ما به جای اینکه خوشبختی را در بیرون جستجو می کردیم در درون خود آن را می کاویدیم.